احمد مجد الاسلام كرمانى
437
سفرنامه كلات ( فارسى )
بفروشد و با آن وجوه يكباب مدرسه بزرگى كه شبانه روزى باشد تأسيس كند ، بنابراين از اول از صحبت و مشورت ما خارج شده و خوابيد و چنان كه عادت او بود بلافاصله نفير خوابش بلند شد ، اما بنده و آقا ميرزا آقا به قدر دو ساعت صحبت كرديم و اطراف كار را سنجيديم ، بالاخره عازم شديم كه به مجرد وصول حكم به طرف « دوشاخ » رفته بليط راهآهن گرفته با كمال عجله « بعشقآباد » رفته با ترن ببادكوبه ، و با شتر رشت ، و با درشگه چاپارى بطهران وارد شويم و اين كار چندين فايده بر ما داشت و عمده منافعش آنكه خيلى زود بطهران ميرسيم و هر دو به مقصود خود ميرسيم يعنى من فورا اجازه گرفته شروع بطبع روزنامه مينمايم و تا كسى ديگر به اين خيال نيافتاده اجازه طبع روزنامه باسم « شوراى ملى » ميگيرم و مطالب و مذاكرات مجلس را در آن درج مينمايم و منافع عمده ميبرم ، آقا ميرزا آقا هم بمقام منيع وكالت نائل خواهد شد ديگر آنكه تا اسم ما كهنه نشده و از خاطرها محو و فراموش نشدهايم بطهران ميرسيم و البته احترامات ما را ملت به خوبى منظور ميدارند و زحمات ما را در وصول به اين مقصد مراعات ميكنند مخارجمان هم خيلى كمتر خواهد بود و بعد از آنكه اين عزم را هر دو پسنديديم در اواخر شب بخواب رفتيم و صبح برخاسته بعد از اداى فريضه و صرف چاى به طرف آبشار معهود رفتيم و يك نفر قراول فرستاديم خان سرهنگ را هم از تلگرافخانه احضار نموده رفيق مجهول بنده هم برحسب نشانى كه به او داده بودم به آنجا آمد و از سيگارهاى خيلى خوب روسيه هم همراه خود آورده بود و دو هزار بقراول داد تا برود در باغ « بيك توشخان » انگور خريدارى نموده بياورد و تا نيم ساعت به ظهر مانده در آنجا مانده در اوضاع استقبال ايران گفتگو
--> - اين بانك علاوه بر معاملات عادى به اعيان و درباريها و دولت نيز قرض ميداد در بهمن ماه 1299 ه - ش بموجب قرارداد ايران و شوروى قروض دولت ايران كه متجاوز از چهل مليون مناط بود ملغى گرديد و دارائى بانك به دولت ايران واگذار گرديد . م - خ